خرید بک لینک
خوردن پول و گرفتن آزادی مردم یه داستانه، گرفتن جونشون یه داستانه دیگه.اینکه تو کشورت یه بچه کوچیک از سرما یخ بزنه چون یه مشت دزد بی شرف مشغول خوردن حق مردم بودن و وقت نداشتن به مشکل بی سرپناهی این بچه و امثال اون رسیدگی کنن، یعنی ته فاجعه....یعنی خاک بر سر بی غیرت تک تک مون....یعنی ما یه کشور نابود شده ایم که فقط داریم با وقاحت تمام ادای زنده بودن و زندگی کردنو درمیاریم!!!!!همچنان میگم: دیگه وقتشه سرمونو بذاریم و در کمال بی آرامشی بمیریم....

برچسب: نویسنده: آرشان یزدانی تاريخ: شنبه 14 بهمن 1396 ساعت: 20:55

کورسوی امیدی دیده میشه.....

یه وقت دوباره ناامید نشیم ؟؟

برچسب: نویسنده: آرشان یزدانی تاريخ: پنجشنبه 5 بهمن 1396 ساعت: 22:58

کدوم اعتراض مردمی تره؟؟؟اونی که با وجود باتوم و گاز اشک آور و کتک و تهدید و گلوله پلیس و بسیج، بازم مردم فریاد دادخواهی سر میدن؟ یا اونی که به زور مردمو از تو داروخونه و چاپخونه (کاملا واقعیه ها!) و مدرسه و اداره و .... با تهدید می کشن بیرون و می برن تظاهرات واسه گفتن خزعبلات خودشون؟؟ داداشم رفته داروخونه، یارو گفته صبح به زور اومدن پرسنلمو بردن واسه تظاهرات اونم با تهدید!!! صاحب یه چاپخونه هم همینو بهش گفته بود،وقتی رفته بود واسه سفارش کار. تو فضای مجازی هم که پر بود از فیلمهایی که کارمندها و بچه مدرسه ایا گرفته بودن و می گفتن به اجبار بردنمون واسه تظاهرات!!! جالبه واقعا :)))

برچسب: نویسنده: آرشان یزدانی تاريخ: پنجشنبه 5 بهمن 1396 ساعت: 22:58

در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت

این عوعوی سگان شما نیز بگذرد

آن کس که اسب داشت، غبارش فرو نشست

گرد سم خران شما نیز بگذرد...

برچسب: نویسنده: آرشان یزدانی تاريخ: پنجشنبه 5 بهمن 1396 ساعت: 22:58

انقدر سکوت کردیم که فکر کردن علامت رضایتمونه؛ بعد: هم حقمونو خوردن، هم بگیر و ببند راه انداختن، هم دارن دونه دونه می کشنمون!!!

به ما میگن مردم غیور :)

ــــــــــــــــــــــــــ

کی ما اینقدر ترسو شدیم.....؟؟!!!

برچسب: نویسنده: آرشان یزدانی تاريخ: پنجشنبه 5 بهمن 1396 ساعت: 22:58

نیرنگ پیران بدنهاد ، تنها با مرگ به پایان می رسد ....

برچسب: نویسنده: آرشان یزدانی تاريخ: پنجشنبه 5 بهمن 1396 ساعت: 22:58

صفحه بندی